ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
225
قصص الانبياء ( فارسى )
پس آن عمزادگان او را از ميراث بىنصيب كردند ، و حدّ خداى تعالى بريشان براندند . چنين بود هر كسى را جزاى خويش ، فعل بد ايشان با ايشان رسد ، و با ايشان بازگردد . حق تعالى خبر كرد بر سبيل شكايت از جهودان : وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها . « 1 » الاية . گفت چون بكشتيد يكى را ، بحيله مشغول شديد تا نهان كنيد ، حق پيداكننده است آن را كه شما پنهان گردانيد ، و ما را امر كرد : فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها . « 2 » الاية . بدان كه حق تعالى هميشه انبياء را در محنت دارد و همواره كسى گماشته بود بآزار ايشان . چرا ؟ زيرا ] a 401 [ كه دوستانند و گزيدگان حق موسى عليه السّلام از فرعون و بلاى او برست ببلاى قارون مبتلا شد و قارون خواهر زادهء موسى بود ، و موسى او را عزيز داشتى و گرامى و علم آموختى . قصهء پنجاه و دوم قارون با موسى عليه السلام قوله تعالى : إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى « 3 » در خبر چنان است كه موسى او را عزيز داشتى و هر علمى وى را مىآموختى تا علمها حاصل كرد . خداوندان قصّه چنين گفتند كه موسى بمال درويش بود . روزى بخداى تعالى بناليد از درويشى . جبريل آمد عليه السّلم و علم كيميا او را بياموخت . گفت هرگاه كه ترا مال بايد ازين زر توانى كردن . چون او را بياموخت
--> ( 1 ) - البقرة 72 ( 2 ) - البقرة 73 ( 3 ) - القصص 76 .